مقدمه:

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 9:57  توسط سیدعلی طباطبائی  | 
همسایه سایه ات به سرم مستدام باد

لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

وقتی انیس لحظه ی تنهایی ام توئی

تنها دلیل اینکه من اینجایی ام توئی

هر شب دلم قدم به قدم میکشد مرا

بی اختیار سمت حرم میکشد مرا

با شور شهر فاصله دارم کنار تو

احساس وصل میکند آدم کنار تو

حالی نگفتنی به دلم دست میدهد

در هر نماز مسجد اعظم کنار تو

با زمزم نگاه دمادم هزار شمع

روشن کننند هاجر و مریم کنار تو

تا آسمان خویش مرا با خودت ببر

از آفتاب رد شده شبنم کنار تو

در این حریم، سینه زدن چیز دیگریست

خونین تر است ماه محرم کنار تو

مادر کنار صحن شما تربیت شدیم

داریم افتخار که همشهری ات شدیم

ما با تو در پناه تو آرام می شویم

وقتی که با ملائکه همگام می شویم

بانو! تمام کشور ما خاک زیر پات

مردان شهر نوکرو زنها کنیز هات

زیبا ترین خاطره هامان نگفتنی ست

تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی ست

باران میان مرمر آیینه دیدنیست

این صحنه در برابر ایینه دیدنیست

مرغ خیال سمت حریمت پریده است

یعنی به اوج عشق همین جا رسیده است

خوشبخت قوم طایفه، ما مردم قمیم

جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم

اعجاز این ضریح که همواره بی حد است

چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است

من روی حرف های خود اصرار میکنم

در مثنوی و در غزل اقرار میکنم

ما در کنار دختر موسی نشسته ایم

عمریست محو او به تماشا نشسته ایم

اینجا کویر داغ و نمک زار شور نیست

ما روبروی پهنه ی دریا نشسته ایم

قم سالهاست با نفسش زنده مانده است

باور کنید پیش مسیحا نشسته ایم

بوی مدینه می وزد از شهر ما،بیا

ما در جوار حضرت زهرا نشسته ایم

مربع

از ما به جز بدی که ندیدی ببخشمان

از دست ما چه ها که کشیدی ببخشمان

من هم دلیل حسرت افلاک می شوم

روزی که زیر پای شما خاک می شوم...
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 23:1  توسط سیدعلی طباطبائی  | 

نرم افزار گلشن قم (پیرامون حضرت معصومه (س) و امکانت فرهنگی قم، تقدیم به کاربران عزیز

نرم افزار شامل سه بخش میباشد:

1- 53 کتاب تالیف شده در جریان پژوهشهای کنگره بزرگداشت حضرت معصومه

2- نشریه فرهنگ کوثر

3- مجموعه ستارگان حرم تا جلد بیستم

 

دریافت از سرور پرسرعت راسخون با حجم ۶۵ مگابایت

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 3:33  توسط سیدعلی طباطبائی  | 
حضرت مهدی (ع) امید بشریّت و بنیان‌گزار عدالت پایدار جهانی هستند، ایشان که وجودشان سراسر نور و عظمت است. نیاکانشان از پاک‌ترین مردم و دارای مقام و منزلتی والا نزد خدا هستند. عصمت و فضیلت و تقوا در این خاندان انحصار یافته و ستمکاران را در مقام ولایت، راهی نیست، بلکه از امامی به امام دیگر منتقل می‌شود. امام رضا (ع) می‌فرماید :


« لا یکونُ القائمُ الا امامَ بن امامٍ ووصیّ بن وصیٍّ »
«قائم جز این نیست که امامی است پسر امام و جانشینی فرزند جانشین رسول خدا (ص)» .

در این فصل برای شناخت مهدی (ع)، با بیان جلوه‌هایی از ویژگی‌های سیما و سیره آن حضرت از روایات معصومین، نقاب از رخ مه‌فام ایشان برمی‌گیریم تا نور الهی را در آن درخشش خورشید نظاره‌گر باشیم.



+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 11:18  توسط سیدعلی طباطبائی  | 


مثل کبوترهاي صحنت بال و پر دارم



من سال‌هاست اين خانه را زير نظر دارم

من سال‌هاست آقا! از احسانت خبر دارم

از آب سقاخانه‌ات عمري است مست مست

مثل کبوترهاي صحنت بال و پر دارم

چشمم تمامش خون شد و در اشک ويران شد

مثل گدايان چشم امّيدي به در دارم

امسال هم رفت و مرا دعوت نخواهي کرد

عمري است آقا! آرزوي يک سفر دارم

شرمنده از رويت اگر دستم پر از خالي است

شرمنده‌ام، سوغات، تنها چشم تر دارم

من را بخوان، باقي تمام ماجرا از من

چشمان تر، خون جگر، اما اگر دارم

مي آيم و يک بقچه از غم‌هاي ناگفته

مي‌ريزم و امّيد درمان را به سر دارم

من آرزويم را به زير خاک خواهم برد

اما خوشم، زيرا تو را مدّ نظر دارم

 

تنظيم: گروه دين و انديشه تبيان

منبع: پایگاه مجازی امام رضا (علیه السلام)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 14:49  توسط سیدعلی طباطبائی  | 
مام هشتم، علي بن موسي الرضا عليه السلام همانند ديگر امامان معصوم عليهم السلام دارنده تمام کمالات و فضائل اخلاق انساني در مرتبه اعلي بود. در فضيلت او همين بس که دشمن سرسخت و قاتل جان او درباره آن حضرت چنين گفت:  «اي پسر ضحّاک! اين شخص بهترين، داناترين و عابدترين انسان روي زمين است. پس آنچه [از فضائل و مناقب و صفات والاي او] مشاهده کردي نزد کسي فاش نکن.»1

آنچه در پيش رو داريد، گامي است در بيان موضع گيري هاي امام هشتم در مقابل خلفاي زمان خويش؛ بالاخص مأمون عباسي.


الف. دوران هارون

بعد از شهادت امام موسي بن جعفر عليه السلام در سال 183 ه . ق در زندان بغداد، امامت به فرزندش علي بن موسي الرضا (عليه السلام) رسيد، اين دوره همزمان با دوران هارون بود. حضرت از همان آغاز صريحا در ميان شيعيان امامت خويش را اعلام کرد و فرمود هارون در مقابل من هيچ کاري نمي تواند انجام بدهد، و هيچ زياني هم نمي تواند به من برساند. اين مطلب را از بيان هاي مختلف آن حضرت مي توان استفاده کرد:

1. صفوان بن يحيي مي گويد: چون ابو ابراهيم، موسي بن جعفر (عليه السلام) درگذشت و علي بن موسي الرضا (عليه السلام) امر امامت و خلافت خود را آشکار ساخت، به حضرت عرض شد: شما امر بزرگ و خطيري را اظهار مي داريد و ما از اين ستمگر (هارون الرشيد) بر شما مي ترسيم.

حضرت فرمود: «هرچه مي خواهد تلاش کند. او بر من راهي ندارد.» 2

2. از محمد بن سنان نقل شده است که: به ابي الحسن علي بن موسي عليه السلام در ايام خلافت هارون، عرض کردم: شما امر امامت خود را آشکار ساخته، به جاي پدر نشسته ايد؛ در حالي که هنوز از شمشير هارون خون مي چکد! حضرت فرمودند: گفتار پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله به من نيرو و جرأت بخشيده که فرمود: اگر ابو جهل توانست مويي از سر من کم کند، بدانيد من پيامبر نيستم. و من به شما مي گويم: «اگر هارون مويي از سر من کم کند، بدانيد من امام نيستم.» 3

3. اباصلت هروي مي گويد: روزي حضرت رضا عليه السلام در خانه خود بود، قاصد هارون به حضور آن حضرت آمد و گفت: «هم اکنون هارون شما را خواسته است، دعوت او را اجابت کن.»

حضرت برخاست و به من فرمود: اي ابا صلت! در اين وقت هارون مرا نخواسته جز اينکه آسيب عظيمي به من برسد.

«پس به خدا سوگند، در قدرت او نيست که کاري انجام دهد که خوشايند من نباشد [و نمي تواند آسيبي به من برساند] بخاطر کلماتي که از جدّم رسول خدا به من رسيده است.»

اباصلت مي گويد: همراه حضرت، نزد هارون رفتيم، وقتي که نگاه امام رضا عليه السلام به هارون افتاد، حضرت دعا را خواند و هارون به او نگريست و گفت: «اي ابو الحسن، دستور داده ايم، صد هزار درهم در اختيار تو قرار دهند، تا نيازمنديهاي خانواده ات را با آن، تأمين کني.»

پس هنگامي که امام از نزد هارون بيرون آمد، هارون از پشت سر به امام نگاه کرد و گفت: « من [چيزي] را اراده کردم و خدا [چيز ديگر] را اراده کرد و آنچه خدا اراده کرد خير بود.» 4

البته هر چند هارون حضرت را تحت نظر داشت و گاه تصميم زيان و ضرر نيز عليه آن حضرت داشت؛ ولي به دلايلي که بيان مي شود، بناي کلّي هارون اين بود که آسيبي به حضرت نرساند. برخي از اين دلايل عبارتند از:

يکم. شکست در شهادت موسي بن جعفر (عليه السلام) : هارون از جنايات قبلي خود و سخت گيريهاي شديدي که عليه امام هفتم اعمال کرد و سرانجام او را به شهادت رساند، نتيجه مثبتي نگرفت؛ چنان که خود هارون در پاسخ «يحيي بن خالد برمکي» که خبر داد پس از موسي بن جعفر اينک پسرش جاي او نشسته و ادعاي امامت مي کند چنين گفت: آنچه با پدرش کرديم نتيجه نگرفتيم، مي خواهي يکبار شمشير را بردارم و همه علويين را بکشم؟ 5

همچنين نقل شده است که: هارون وقتي از «رقّه» عازم مکه شد، عيسي بن جعفر به او گفت: بياد آور سوگندي را که خورده اي، که هر کس بعد از موسي بن جعفر عليه السلام ادعاي امامت کند، گردنش را بزني. اکنون پسر او (علي بن موسي) چنين ادعائي دارد.

هارون گفت: « چه فکر مي کني؟ آيا مي خواهي همه آنها را بکشم؟» 6

دوم. نگراني از عواقب قتل موسي بن جعفر عليه السلام : علت ديگر کاهش فشار از طرف هارون به امام هشتم، نگراني وي از عواقب قتل موسي بن جعفر(عليه السلام) بود؛ زيرا گرچه هارون تلاش فراواني به منظور کتمان اين جنايت به عمل آورد، اما سر انجام جريان فاش شد و موجب نفرت و انزجار مردم از او گرديد، از اين رو هارون کوشش مي کرد خود را از اين جنايت تبرئه کند. 7

شاهد اين امر اين است که هارون به عموي خود «سليمان بن ابي جعفر» که جنازه آن حضرت را از دست حمالان گرفته با احترام به خاک سپرد، پيغام فرستاد که: «خدا سندي بن شاهک را لعنت کند، او اين کار را بدون اجازه من انجام داده است.» 8
در حالي که هنوز از شمشير هارون خون مي چکد! حضرت فرمودند: گفتار پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله به من نيرو و جرأت بخشيده که فرمود: اگر ابو جهل توانست مويي از سر من کم کند، بدانيد من پيامبر نيستم. و من به شما مي گويم: «اگر هارون مويي از سر من کم کند، بدانيد من امام نيستم»

ب. دوران امين

هارون در دوران خلافت خود، «محمد امين» را که مادرش زبيده بود به وليعهدي خود برگزيد و از مردم براي او بيعت گرفت. «عبداللّه مامون» را نيز که از مادر ايراني بود وليعهد دوم خود قرار داد.

در سال 193 ه . ق، به هارون گزارش رسيد که شورش در شهرهاي خراسان بالا گرفته و فرماندهان ارتش، با همه بي رحمي و درندگي، از خاموش ساختن فرياد مردم عاجز مانده اند.

هارون پس از مشاوره با وزيران خود، صلاح را در آن ديد که شخصا به آن سامان سفر کند و قدرت خلافت را يکجا براي سرکوبي نهضتهاي خراسان به کار گيرد. وي پسرش محمد امين را در بغداد گذاشت و مأمون را که والي خراسان بود همراه خود به خراسان برد.

هارون توانست اوضاع آشفته خراسان را تا حدودي آرام کند، ولي نتوانست دوباره به بغداد، مرکز خلافت برگردد؛ چرا که او در سوّم جمادي الاخري سال 193 هـ.ق در طوس درگذشت و دو وليعهد را در صحنه رقابت سياسي و قدرت تنها گذاشت.9

 شبي که هارون درگذشت، مردم با محمد امين در بغداد بيعت کردند. از خلافت امين بيش از 18 روز نگذشته بود که در صدد برآمد مأمون را از ولايتعهدي خلع کند، و آن را به فرزندش «موسي» واگذار کند.

در دوران حکومت امين، در سالهايي که بين مرگ هارون و حکومت مأمون فاصله شد، برخوردي ميان امام و مأموران حکومت عباسي در تاريخ به چشم نمي خورد؛ البته نه به اين جهت که در انديشه عباسيان نسبت به اهل بيت تغييري حاصل شده باشد، بلکه به اين جهت که آنها گرفتار اختلاف داخلي و مناقشات امين و مأمون بودند، از اين رو فرصتي براي آزار و اذيت علويان عموما و حضرت رضا عليه السلام خصوصا نيافتند.

به اين جهت مي توان گفت: سالهاي بين 193 ـ 198، سالهاي آزادي نسبي براي آن حضرت بوده است و فرصت خوبي براي ادامه فعاليتهاي فرهنگي و توسعه آن و تربيت شاگردان پيش آمده است.

 

ج . دوران حساس مأمون

جهت درک عمق سياستهاي امام هشتم عليه السلام در زمان مأمون بايد نکاتي را درباره ابعاد شخصيتي مأمون بيان کنيم:

1. تربيت ويژه: مأمون را پدرش به «جعفر بن يحيي برمکي» سپرد تا او را در دامان خود بپروراند و مربي وي «فضل بن سهل» بود که به «ذوالرياستين» شهرت داشت و بعد هم وزير مأمون گرديد.


2. آبديدگي و سخت کوشي: زندگي مأمون سراسر سختي و رنج و کوشش و فعاليت و خالي از رفاه و آسايش بوده است. او مادرش را که کنيزي بود بنام «مَراجِلْ» در کودکي از دست داد و در جواني نيز از طرف هارون مأمور شد که در خراسان و مرزها مشغول سرکوب قيام ها و شورش ها باشد؛ از اين رو هميشه درگير جنگ و نزاع ها بود، بر عکس برادرش امين که با ناز و نعمت و خوشگذراني و غرق در لذّت ها پرورش يافته بود.


3. تلاش براي کسب موقعيت: مأمون چون مادرش کنيز بود، اصالت چنداني براي خود احساس نمي کرد، از طرف ديگر عباسيان فاقد پايگاه مردمي بودند، به همين دليل آستين همت را بالا زد و براي آينده خود به برنامه ريزي پرداخت و اين باعث رشد شخصيتي او گرديد.

 

4. درس عبرت از اشتباهات امين: او از اشتباهات امين نيز پند و عبرت گرفت. بعنوان نمونه «فضل» با مشاهده امين که خود را به لهو و لعب سرگرم ساخته بود، به مأمون مي گفت که تو پارسايي و دينداري و رفتار نيکو از خود بروز بده.

 

5. آگاهي نسبت به زمان: او خليفه اي زيرک، درس خوانده، آگاه به فقه، و در علوم و فنون مختلف تبحر داشت و بر امثال خويش، و حتي بر تمام عباسيان برتري يافته بود، تا آنجا که معروف شد که در ميان عباسيان کسي دانشمندتر از مأمون وجود نداشته است.

ابن نديم درباره او مي گويد: آگاه تر از همه خلفا نسبت به فقه و کلام بود. سيوطي، چنين مي گويد: «به لحاظ دور انديشي، اراده، بردباري، دانش، زيرکي، هيبت، شجاعت و فتوّت، بهترين مرد بني عباس بود، هر چند همه اين صفات را اعتقادش به مخلوق بودن قرآن لکه دار کرده بود.»

پدرش نيز به برتري وي نسبت به برادرش امين شهادت داده و گفته بود: «تصميم گرفته ام ولايتعهدي را به دست کسي بسپارم که رفتارش را بيشتر مي پسندم، خط مشيش را مي ستايم، و به حسن سياستش اطمينان دارم و از ضعف و سستي اش آسوده خاطرم. و او کسي جز «عبداللّه » نمي باشد. اما بني عباس به پيروي از هواي نفس خويش، محمد را مي طلبند، چه او يکپارچه به دنبال خواهش هاي نفساني است. 10

 

6. فسق و گناه: در عين حال، مأمون سخت مکّار و شيطان صفت و اهل فسق و فجور بود.

همنشيني او با قاضي يحيي بن اکثم که مرد فاجري بود، نشانه فسق اوست.

مجموع آنچه گفته شد، از مأمون چهره اي زيرک، آگاه به زمان، آشنا با تمام استعدادهاي موجود براي پيشبرد قدرت، عوام فريب و شيطان صفت ساخت. او تلاش مي کرد با طرح هاي حساب شده، قداست و عظمت امام هشتم عليه السلام را درهم بشکند. يکي از نقشه هاي شوم وي طرح ولايتعهدي بود که در آن اهداف مختلفي را دنبال مي کرد.

 


تهيه و تنظيم: گروه دين و انديشه تبيان



1. عيون اخبار الرضا عليه السلام ، ج2، ص 182

2. صدوق، عيون اخبار الرضا (تهران، دارالکتب الاسلاميه) ج1، ص326 ؛ مجلسي، بحار الانوار، دار احياء التراث، ج 49، ص115 و 113.

3. بحار الانوار، ج49، ص114 ؛ عيون (همان) ج 2، ص167

4. همان، ص116.

5. عيون (همان) ج 2، ص226؛ علي بن عيسي الاربلي، کشف الغمه، تبريز، مکتبة بني هاشمي، 1381 ه . ق، ج3، ص105.

6. همان (عيون) ج2، ص226؛ بحار الانوار، ج49، ص113.

7. سيره پيشوايان، ص468.

8. همان، ص469؛ بحار الانوار، ج48، ص227؛ عيون (همان)، ج 1، ص100.

9. سيد علي محقق، زندگاني پيشواي هشتم، امام علي بن موسي الرضا عليه السلام (قم، انتشارات نسل جوان) ص 58 ـ 59؛ مهدي پيشوايي، سيره پيشوايان، (قم، مؤسسه امام صادق عليه السلام ، 1374)، ص 471، با تغيير و تلخيص.

10. سيره پيشوايان، همان، ص474 و 475؛ مرتضي الحسيني، زندگي سياسي هشتمين امام، ترجمه سيد خليل خليليان، ص97 و 100.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 14:45  توسط سیدعلی طباطبائی  | 
شنیدم امروز یک کانادایی لایک در حرم امام رضا (علیه السلام) ضمن اینکه مسلمان شد ، مذهب شیعه را برای خود برگزید.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت 19:41  توسط سیدعلی طباطبائی  | 

از میان کلمات گهربار حضرت رضا(علیه السلام) چهل حدیث است باشد که این سخنان سازنده براى حقیقت جویان، سرآغاز گرایشى عمیق به سوى تمام دستورها و رهنمودهاى آن حضرت باشد.
على بن شعیب، یکى از شاگردان با استعداد و لایق آن حضرت، مىگوید: روزى به دیدار امام رضا(علیه السلام) رفتم، از من پرسید: یا على! چه کسى از نظر زندگى بهترین مردم است؟ جواب دادم: اى سرور و آقاى من! شما به این مطلب از من داناترید.

بعد از آن فرمود: «یا على، مَنْ حَسَّنَ مَعاشَ غَیْرِهِ فى مَعاشِهِ.»; کسى که امور زندگى دیگران را از طریق امورِ زندگى خویش نیکو مىگرداند. و سپس ادامه داد: مىدانى چه کسى از نظر زندگى از همه مردم بدتر است؟ جواب دادم: شما داناترید. فرمود: کسى که دیگران از زندگى او بهره اى ندارند.
از میان کلمات گهربار حضرت رضا(علیه السلام) چهل حدیث است باشد که این سخنان سازنده براى حقیقت جویان، سرآغاز گرایشى عمیق به سوى تمام دستورها و رهنمودهاى آن حضرت باشد.

چهل حدیث

قالَ الاِْمامُ الرِّضا(علیه السلام):

۱ سه ویژگى برجسته مؤمنلا یَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَکُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:۱ـ سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. ۲ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ. ۳ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَکِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.
مؤمن، مؤمن واقعى نیست، مگر آن که سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پیامبرش و سنّتى از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت امامش، صبر کردن در زمان تنگدستى و پریشان حالى است.

۲- پاداش نیکى پنهانى و سزاى افشا کننده بدى«أَلْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ یَعْدِلُ سَبْعینَ حَسَنَةً، وَ الْمُذیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ.»:

پنهان کننده کار نیک [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است، و آشکارکننده کار بد سرافکنده است، و پنهان کننده کار بد آمرزیده است.

۳- نظافت«مِنْ أَخْلاقِ الأَنْبِیاءِ التَّنَظُّفُ.»:

از اخلاق پیامبران، نظافت و پاکیزگى است.

۴- امین و امیننما«لَمْ یَخُنْکَ الاَْمینُ وَ لکِنِ ائْتَمَنْتَ الْخائِنَ.»:

امین به تو خیانت نکرده [و نمىکند] و لیکن [تو] خائن را امین تصوّر نموده اى.

۵- مقام برادر بزرگتر«أَلاَْخُ الاَْکْبَرُ بِمَنْزِلَةِ الاَْبِ.»:

برادر بزرگتر به منزله پدر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 10:31  توسط سیدعلی طباطبائی  | 

در مدح حضرت معصومه سلام‌الله علیها

اى دختر عقل و خواهر دین

وى گوهر دُرج عزّ و تمکین


عصمت شده پاى بند مویت

اى علم و عمل مقیم کویت


اى میوه‌ی شاخسار توحید

همشیره‌ی ماه و دخت خورشید


وى گوهر تاج آدمیّت

فرخنده نگین خاتمیّت


شیطان به خطاب قم براندند

پس تخت تو را به قم نشاندند


کاین خانه بهشت و جاى حوّاست

ناموس خداى جایش اینجاست


اندر حرم تو عقل مات است

زین خاک که چشمه‌ی حیات است


جسمى که دراین زمین نهان است

جانى است که در تن جهان است


این ماه منیر و مهر تابان

عکسى بود از قم و خراسان


ایران شده نور بخش ارواح

مشکات صفت عرش و کرسى


هر کس به درت به یک امیدى است

محتاج تر از همه «وحیدى» است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 10:27  توسط سیدعلی طباطبائی  | 

شهر قم یک گل به نام حضرت معصومه دارد
این شرف را شهر قم با حضرت معصومه دارد
شهر ما سرمست گشته از شمیم عطر کویش
یک جهان عطر مصفا حضرت معصومه دارد
هر که شد مهمان به قم از فیض اولبریز گشته
این کرامتها به دلها حضرت معصومه دارد
من چه گویم از محبت ، از وفا ، از عشق بانو
یک بغل فیض معلا ، حضرت معصومه دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 10:1  توسط سیدعلی طباطبائی  |